|
حرفهاي يك الپر پوشيده چه گوييم، همينيم كه هستيم ... |
|
|
اينجا كسي است پنهان، دامان من گرفته
خود را سپس كشيده، پيشان من گرفته
اينجا كسي است پنهان چون جان و خوشتر از جان
باغي به من نموده، ايوان من گرفته
اينجا كسي است پنهان همچون خيال در دل
اما فروغ رويش، اركان من گرفته
اينجا كسي است پنهان مانند قند در نی
شيرين شكرفروشي دكان من گرفته
جادو و چشمبندي چشم كسش نبيند
سوداگري است موزون، ميزان من گرفته
در چشم من نيايد خوبان جمله عالم
بنگر خيال خوبش مژگان من گرفته
من خستهگرد عالم درمان ز كس نديدم
تا درد عشق ديدم درمان من گرفته
بشكن طلسم صورت، بگشاي چشم سيرت
تا شرق و غرب بيني سلطان من گرفته
ساقي غيب بيني پيدا سلام كرده
پيمانه جام كرده، پيمان من گرفته
ياران دلشكسه بر صدر دل نشسته
مستان و ميپرستان ميدان من گرفته
تبريز شمس دين را بر چرخ جان ببينی
اشراق نور رويش گيهان من گرفته
مولانا
تا تاريخ گواهي دهد كه او مشاركتي نبود . . .
ولي: مشاركتيها را خيلی دوست داشت!
به:
سازمان ديده بان حقوق بشر
PEN بين الملل
سازمان گزارش گران بدون مرز
ما امضا کنندگان اين بيانيه بدينوسيله مخالفت شديد خود را نسبت به قوانيني که جهت سانسور اينترنت در ايران در شرف تصويب است اعلام مي داريم.
حکومت ايران بطور مرتب و سيستماتيک حق مسلم آزادي بيان و مبادله آزاد اطلاعات در داخل و با خارج از ايران را سلب کرده و با توقيق و ممنوع کردن نشريات ، تلويزيون ، مکالمات تلفني و اکنون اينترنت تصميم به پايمال کردن حق آزادي بيان شهروندان خود را دارد.
ما آزادي بيان و تبادل آزادانه عقايد را گرامي ميداريم و آنرا از اصول اوليه حقوق بشر انگاشته و تلاشهاي دولت و شرکت هاي ارتباطاتي را که به برقراري سانسور در ايران کمک مي کنند ، چه در ايران و چه در خارج از ايران محکوم مي کنيم.
از شما تقاضا داريم با فشار آوردن به دولت هاي متبوع خود و همچنين حکومت ايران ايشان را به برقراري آزادي بيان و ارتباطات ترغيب کرده تا سانسور را تنها به محتويات محکوم شده توسط جامعه بين الملل محدود نمايند.
براي امضاي نامه اينجا را کليک کنيد.
به نقل از سايت زنان ايران
وقتي يك كار قانوني، هيچ اعتراض قانوني و آرامي را عليه خود نپذيرد، يعني آن كار بيشتر ضدقانون است تا قانون. وقتي آمران فيلترينگ اينقدر كمتحمل شدهاند كه به چند ISP دستور ميدهند سايت حاوي همين اعتراض نرم و آرام و قانوني و مدني و بلكه محافظهكارانه و سازشكارانه را هم فيلتر ميكنند، اين يعني كار خود را آنچنان غير قابل دفاع ميدانند كه حتي حاضر نيستند درخواست كارشناسي بيشتر هم در مورد آن مطرح شود. اين يعني تمام، يعني ما را ديگر با شما كاري نيست. يعني من ِ الپر بايد حرف شبح را بپذيرم كه با مسئولان جمهوري اسلامي اصلا نميشود حرف زد، اصلا حرف حاليايشان نميشود و فقط بايد بر آنها فشار آورد تا كوتاه بيايند. آيا اينچنين است؟
تأكيد: اين هم تأييدش: اتحاديه اروپا بعد از دوسال مذاكره و گفتگو، در بيانيهاي تداوم نقض حقوق بشر در ايران را به شدت محكوم كرد!
اين هم از عوارض شفافسازی. توی اورکات آدرس وبلاگم رو دادم، حالا يه دوست خوب قديمی ورداشته يه ايميل بهمون زده که اگرچه بعيده کسی حال خوندنش رو داشته باشه، ولی اينجا به يادگار میمونه:
salam,
in mail ro ke barat zadam faghat be in kahtere ke
ehtemale 0.0001% dadam badesh ye khorde fekr koni.
avvalan kesi ke dar morede hame chiz az shire morgh ta
joone adamizad nazare karshenasi(!) mide, bara khode
man maloome ke hichi halish nist. man ke fekr
nemikonam motalee at oonghadr bashe ke neshoon midi.
man khodam age bekham chizi benevisam ta kolli raje
behesh tahghigh nakonam va javanebesh ro nasanjam,
ghalam dast nemigiram. chand vaghte dige ehtemalan be
in natije miresi ke kheili az in harfha to ya nemizadi
ya dorost tar mizadi. khoda vakili man delam barat
sookht (hala vel nakoni baghei ash ro nakhooni ha)
goftam to bara ki dari kar mikoni? midooni age ye
harfe eshtebah dar morede ye shakhse (haghighi)
bezani, cheghadr (hade aghal az lahaze ensani) gonahe
bozorgie. ye moghe age vaght kardi (va too internet ya
dar hale neveshtan naboodi) beshin faghat fekr kon.
fekre khales. ye moghei mesle baghie enghadr too
ravabetet ghargh nashi ke aslan nafahmi chi kar dari
mikoni. man ham ye moghei weblog zadam va doost
dashtam khanande peida konam. alan dige nazare mardom
aslan baram mohem nist va kare khodam ro mikonam. ye
moghei age ye matlabam (be joz dastan chize dige
naneveshtam) too roozname chap mishod, kolli hal
mikardam vali alan 1000000 nafar ham matlabam ro
bekhoonan aslan baram farghi nadare. har chand alan
motmaennam dari mikhandi (fekr nemikonam be joz khodet
kese dige i ro ghabool dashte bashi) vali inghadr
barat arzesh ghael boodam ke beshinam ina ro type
konam. goftam shayad yek epsylon baes beshe faghat ye
dafe hameye mashghale haye fekrit ro bi khial beshi va
beshini azad va bi ajale fekr koni.
in ham nazari bood dige. hame ke nabayad barat bah bah
o chah chah konan.
mokhles...
bye.
ديوانه چو ديوانه ببيند، خوشش آيد!!
کم کم دارد از اين هويج خوشمان میآيد. دوباره امشب هم ايسنا را پس از اين تكذيب هك كرده و خيلی منطقی هم نوشته:
Hachked by Havij again and this will be continued until you inform your own visitors that you have been hacked!!
ببينيم ايسنا كوتاه مياد يا نه. فعلا كه سايت رو down كردهاند تا ضايع نشن. اميدوارم با اين هويج نسبتی نداشته باشه فقط، كه اگه باشه پدرشون رو درميارن، به عنوان اولين مورد اجرای قانون جديد!
تکميل: سايت خوب شد! عجب پشتکاری. نصف شب تا صبح درستش کردهاند.
ديگر: آقا اين اعتراض به فيلترينگ که گفته بودم لازمه، ولی دليل نداره کافی باشه. دهها کار ديگه ميشه کرد. کسی نبايد فکر کنه که يکی ديگه بايد بانی کار بشه. هماهنگی خوبه، اما خب ديگران هم دست به کار بشوند. آزادی اينترنت که مال چند نفر آدم يا مثلا بلاگر نيست. هرکسی اگر واقعا دوست داره اينترنتی که تا حالا آزادانه بهش دسترسی داشته، همينطور بمونه، خب بیتفاوت نبايد بمونه. اگرنه هم، چشمش کور، اينترنت رو محدود میکنند و هيچ اتفاقی هم نمیافته. تازه همين اتفاقی که در مورد ذوب در ولايت افتاد در مورد اينترنت هم میافته و چند سال ديگه جواد لاريجانی ميگه اصلا اينترنت رو خود من آوردم توی ايران، شما چيکارهايد؟! و راست هم ميگه. مهم اينه که اين فضا براش فراهم بشه يا نه، و عمل امروز ماست که فضای آينده رو مشخص میکنه.
اينجا را حتما امضا كنيد: اعتراض به پيشنويسِ نامناسب و كارشناسينشدهيِ قانونِ جرائمِ اينترنتي
در اينجا هم كار جالبي دارد انجام ميشود: اعتصاب يك هفتهاي وبلاگنويسان در اعتراض به فيلترينگ
وای وای وای وای. عجب افتضاح بزرگی. من اولين نفرم که خبرش رو ميدم. سايت ايسنا هک شده. توسط يک هکر کلاهسفيد. هويج!
تکميل: جام جام هم!
تکميل ۲ : ها ها. محمد ميگه اين يارو havij اينقدر ذوب در ولايت بوده، داره هرجا صحبتهای مقام ولايت رو زده هك میكنه . . .
تكميل ۳، قول ميدم آخريش باشه
: آقا اين آقا كاشته ما رو ها. هفت سال تا تونست جلوی پای اصلاحات سنگ انداخت، حالا اومده واسه ما اصلاحطلب شده. الان كه ديگه اگه از خود خاتمی هم بپرسی ميگه بابا من كه از اول ذوب در ولايت بودم، اومده ميگه ذوب در ولايت يعنی كشك. بدبخت اونايی كه اينهمه سال سنگ ذوب در ولايت رو به سينه زدند و براش تئوری بافتند. قيافه عسگراولادی وقتی كه آقا میگفت هيچ آدم عاقلی نميگه ذوب در ولايت، ديدنی بايد میبود. شايد هم ديشب آقازاده با دختر خانوم دعوايی داشتند سر مسائل فيمابين! كه اينطور به الگوی توسعه چينی و ژاپنی حال داد حضرت آقا. ولی به هرحال نتيجه اخلاقی اينست كه همهمون تا اطلاع ثانوی سركاريم!
تكميل در آفسايد: تا چشم اونايی كه فكر میكنن با وضع قانون سختگيرانه، سبك حرف زدن ما عوض ميشه، درآد!
بابا ياهو، چه خوشگل شدی امشب! 